تبليغاتX
عاشق و معشوقه

arashlover

آرش و امیر

arashlover

http://arashlover.blogfa.com

عاشق و معشوقه

عاشق و معشوقه

عاشق و معشوقه

هر چی که لازم داری هست
مشکی رنگه عاشقی

عاشق و معشوقه

عاشق و معشوقه
مشکی رنگه عاشقی
Best Life

 

بهترین لحظات زندگی

 

 


To fall in love
عاشق شدن


To laugh until it hurts your stomach.
انقدر بخندی که دلت درد بگیره


To find mails by the thousands when you return from a vacation.
بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا ایمیل داری


To go for a vacation to some pretty place.
برای مسافرت به یک جای خوشگل بری


To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی


To go to bed and to listen while it rains outside.
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی

ادامه مطلب نظر باز دوباره که یادت رفت (+)

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در سه شنبه بیستم اسفند 1387 و ساعت 22:25 |
شما هیچ بدهی به من ندارید

يک روز بعد ازظهر وقتی که جو با ماشين پونتياکش می‌کوبيد که بره خونه زن مسنی رو ديد که اونو متوقف کرد. ماشين مرسدسش پنچر بود. جو می‌تونست ببينه که اون زن ترسيده و بيرون توی برفها ايستاده تا اينکه بهش گفت: " من جو هستم و اومدم که کمکتون کنم." زن گفت:" من از سن لوئيز ميام و فقط از اينجا رد می شدم. بايستی صدتا ماشين ديده باشم که از کنارم رد شدن و اين واقعا لطف شما بود." وقتی که او لاستيک رو عوض کرد و درب صندوق عقب رو بست و آماده شد که بره، زن پرسيد:" من چقدر بايد بپردازم؟" و جو به زن چنين گفت: "شما هيچ بدهی به من نداريد. من هم در اين چنين شرايطی بوده‌ام و روزی يکنفر هم به من کمک کرد همونطور که من به شما کمک کردم. اگر تو واقعا می‌خواهی که بدهيت رو به من بپردازی بايد اين کار رو بکنی. نگذار زنجير عشق به تو ختم بشه!" چند مايل جلوتر، زن کافه کوچکی رو ديد و رفت تو تا چيزی بخوره و بعد راهشو ادامه بده. ولی نتونست بی توجه از لبخند شيرين زن پيشخدمتی بگذره که می‌بايست هشت ماهه باردار باشه و از خستگی روی پا بند نبود. او داستان زندگی پيشخدمت رو نمی‌دانست و احتمالا هيچ گاه هم نخواهد فهميد. وقتی که پيشخدمت رفت تا بقيه صد دلار شو بياره زن از در بيرون رفته بود. درحاليکه روی دستمال سفره اين يادداشت رو باقی گذاشت. اشک در چشمان پيشخدمت جمع شده بود، وقتی که نوشته زن رو می‌خوند: "شما هيچ بدهی به من نداريد. من هم در اين چنين شرايطی بوده‌ام و روزی يکنفر هم به من کمک کرد همونطور که من به شما کمک کردم. اگر تو واقعا می خواهی که بدهيت رو به من بپردازی، بايد اين کار رو بکنی. نگذار زنجير عشق به تو ختم بشه!" اونشب وقتی که زن پيشخدمت از سرکار به خونه رفت، به تختخواب رفت در حاليکه به اون پول و يادداشت زن فکر می کرد. وقتی که شوهرش دراز کشيد تا بخوابه به آرومی و نرمی به گوشش گفت: "همه چيز داره درست ميشه. دوستت دارم، جو!"

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387 و ساعت 17:58 |
best wallpaper

BEsT wallPaPer For UUUUU

ادامه در ادامه مطلب (+)

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 و ساعت 20:43 |
خوش اومدی

سلام به همه دوستان عزیزم امروز می خوام یه نویسنده جدید به شما معرفی کنم !!!!!!!!!!!

tt از امروز با مطالب جالبش ما رو همراهی می کنه امیدوارم از مطالبش خوشتون بیاد

امیر مدیر وبلاگ به تو tt عزیز خوش اومد می گه

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 و ساعت 20:4 |
ّّّّبببببخشییییییییییید

ببخشییییییییییییییید

ببخشید اگه نتونستم آپ کنم اینترنتم Down  شده بود

ولی الان چندتا عکس جدید دارم

یه سوپرایز ادامه مطلب حتما نگاه کن !!!!!

 

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در سه شنبه پنجم آذر 1387 و ساعت 20:38 |

دوستانه گلم اگه خواستید ادامه مطلب را مشاهده کنید روی علامت  ( + ) کلیک کنید

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در چهارشنبه بیستم شهریور 1387 و ساعت 0:30 |
شعر : بهار

شعر : بهار

من از قصه زندگی ام نمی ترسم
من از بی تو بودن به یاد تو زیستن و تنها از خاطرات گذشته تغذیه کردن می ترسم.
ای بهار زندگی ام
اکنون که قلبم مالا مال از غم زندگیست
اکنون که باهایم توان راه رفتن ندارد
برگرد
باز هم به من ببخش احساس دوست داشتن جاودانه را
باز هم آغوش گرمت را به سویم بگشا
باز هم شانه هایت را مرحمی برایم قرار بده.
بگزار در آغوشت آرامش را به دست آورم
بدان که قلب من هم شکسته
بدان که روحم از همه دردها خسته شده.
این را بدان که با آمدنت غم برای همیشه من را ترک خواهد کرد.
بس برگرد که من به امید دیدار تو زنده ام

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در یکشنبه سوم شهریور 1387 و ساعت 23:14 |
همیشه دوستت دارم

همیشه دوستت دارم

ای سر چشمه ی محبت
ای عشق واقعی
چگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است
چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری میشود
بگزار نامت را تکرار کنم نامت زیباست دلنشین است
چه داشته ای که اینگونه مرا تلسم کرده ای
من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردی
تو هوای دلم را با طراوت کردی
زمانی که با تو هستم به آسمان به بیکران برواز میکنم
پس بدان دوستت دارم گرچه پایان راه را نمیدانم

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در یکشنبه سوم شهریور 1387 و ساعت 23:12 |
زمان مرگ ؟؟؟؟؟

سلام به همه رفقا

داشتم می گشتم تو اینترنت یه چیز جالب برخوردم !!!!! محاسبه زمان مرگ شما ؟؟؟؟؟؟ من امتحان کردم و گفت ۶۲ سال دیگه زندم میگم شما هم امتحان کنید !!! بچه ها راست و  دروغش با خودش 

http://www.online-iran.com/zaman-marg 

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در شنبه دوم شهریور 1387 و ساعت 23:18 |
از خدا خواستم

از خدا خواستم

من از خدا خواستم،
نغمه هاي عشق مرا به گوشت
برساند تا   لبخند مرا
هرگز فراموش نكني و
ببيني كه سايه ام به
دنبالت است تا هرگز
نپنداري تنهايي.
ولي اكنون تو رفته اي ،
من هم خواهم رفت
فرق رفتن تو با من اين
است كه من شاهد رفتن تو هستم

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در شنبه دوم شهریور 1387 و ساعت 2:21 |
اخرين لحظه ديدار

اخرين لحظه ديدار

در اخرين لحظه ديدار به
چشمانت نگاه كردم و
گفتم بدان اسمان قلبم
با تو يا بي تو بهاريست
همان لبخندي كه توان را
از من مي ربود بر لبانت
زينت بست.
و به ارامي از من  فاصله
گرفتي بي هيچ كلامي.
من خاموش به تو نگاه می كردم
و در دل با خود مي گفتم :اي كاش اين قامت
نحيف لحظه اي فقط لحظه اي  مي انديشيد كه
اسمان بهاري يعني ابر
باران رعد وبرق و طوفان
ناگهاني
و اين جمله ،جمله اي
بود بدتر از هر خواهش
براي ماندن و تمنايي
بود براي با او بودن.

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در شنبه دوم شهریور 1387 و ساعت 2:20 |
از خدا خواستم

از خدا خواستم

من از خدا خواستم،
نغمه هاي عشق مرا به گوشت
برساند تا   لبخند مرا
هرگز فراموش نكني و
ببيني كه سايه ام به
دنبالت است تا هرگز
نپنداري تنهايي.
ولي اكنون تو رفته اي ،
من هم خواهم رفت
فرق رفتن تو با من اين
است كه من شاهد رفتن تو هستم

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در شنبه دوم شهریور 1387 و ساعت 2:19 |
جهنم سرگردان
جهنم سرگردان

شب را نوشيده‌ام .
وبر اين شاخه‌هاي شكسته مي‌گريم.
مرا تنها گذار
اي چشم تبدار سرگردان!
مرا با رنج بودن تنها گذار.
مگذار خواب وجودم را پرپر كنم.

 

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در شنبه دوم شهریور 1387 و ساعت 2:18 |
PC

خاموش کردن کامپیوتر در یک زمان معین توسط ویندوز xp

ممکن است این مسئله برای شما نیز پیش آمده باشد که دوست داشته باشید سیستم خود را به حالتی تنظیم کنید که به فرض پس از یک ساعت به شکل اتوماتیک خاموش شود. برای این کار راه های مختلفی همانند استفاده از نرم افزارهای متفرقه وجود دارد ، اما ویندوز XP نیز امکان این کار را به شکلی مخفی داراست! بدین شکل که با یک عمل ساده میتوان تایمری را ظاهر کرد که بسته به زمان دلخواه شما سیستم را خاموش خواهد کرد. در این ترفند قصد داریم به معرفی این ترفند که بسیاری از آن بی خبرند بپردازیم.

توجه: برای خواندن ادامه این ترفند بر روی ادامه متن کلیک کنید.

برای اینکار:
از منوی Start وارد Run شده و عبارت زیر را وارد نمایید:

Shutdown -s -t TIME

دقت کنید که به جای عبارت TIME زمان دلخواهی که میخواهید سیستم پس از آن خاموش شود را بر حسب ثانیه وارد نمایید.
به عنوان مثال قصد داریم تا کامپیوتر یک ساعت دیگر به شکل اتوماتیک خاموش شود ، برای این کار کافی است عبارت Shutdown -s -t 3600 را در Run وارد نموده و نهایتأ Enter بزنیم.

پس از این کار خواهید دید پنجره ای باز خواهد شد که تایمر آن تا زمان به صفر رسیدن و خاموش کردن سیستم کار خواهد کرد.

برای رستارت کردن اتوماتیک هم (ترفندستان) میتوانید از دستور زیر بهره بگیرید:

Shutdown -r -t TIME

برای متوقف کردن تایمر هم میتوانید دستور زیر را در Run وارد کنید:

Shutdown -a

 

همه و همه چیز در وبلاگ نظر بده تا بدونم در مورد چه موضوعی بیشتر بنویسم  tanx

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 و ساعت 23:49 |
sms جدید

پیامک جدید sMs

هميشه عكس همسرت رو توي كيفت داشته باش تا هر وقت مشكلي داشتي ببينيش و يادت بياد كه مشكل بزركتري هم هست!!!!!!!!

از برگ گل نازكتري از هر چه گويم بهتري خوبان فراوان ديده ام اما تو چيز ديگري

عشقت را نصيب كسي كن كه لايق ان باشد نه تشنه ي ان زيرا هر تشنه اي روزي سيراب ميشود.

ادامه در ادامه مطلب (نظر یادت نره اگه امتیازم بدی چه بهتر )

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 و ساعت 23:38 |
عشق ، یعنی …

عشق ، یعنی …

عشق یعنی مستی دیوانگی  

عشق یعنی با جهان بیگانگی

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

عشق یعنی سجده ها با چشم تر

عشق یعنی سر به دار اویختن

                 عشق یعنی اشک حسرت ریختن                 

عشق یعنی در جهان رسوا شدن  

عشق یعنی مست و بی پروا شدن

عشق یعنی سوختن یا ساختن

عشق یعنی زندگی را باختن 

نظر یادت نره  

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387 و ساعت 13:21 |
شعر پر معنا

نیمی از عشق شاعری است

 اگر لذت ترك لذت بداني
دگر شهوت نفس لذت نخواني


از سينه تنگم دل ديوانه گريزد
ديوانه عجب نيست كه از خانه گريزد

 عاشقي پيداست از زاري دل
نيست بيماري چو بيماري دل

 روزاحباب تو نوراني الي يوم الحساب
روزاعداي تو ظلماني الي يوم القيام

 ديوانه كرد آرزوي وصل او مرا
از سر برون نمي‌رود اين آرزو مر

 گفتمش نقاش را نقشي بكش از زندگي
با قلم نقش حبابي بر لب دريا كشيد

 آنكةعاشقانةخنديدخندهاي منودزديد
پشت پلك مهربوني خواب يك توطئةميديد

 توراميبينم وميلم زيادت ميشود هردم
توراميبينم ودردم زيادت ميشود دردم

هركسي هم نفسم شددست آخرقفسم شد
منه ساده بخيالم كه همه كاروكسم شد

نيازارم ز خود هرگز دلي را
كه مي ترسم در آن جاي تو باشد

 گر بي خبر آمديم به كوي تو، دور نيست
فرصت نيافتيم كه خود را خبر كنيم

 گرچه میدانم نمي‌آيد،ولي هردم از شوق
سوي درمي‌آيم و هرسو،نگاهي میکنم

 از سوز محبت چه خبر اهل هوس را
اين اتش عشق است نسوزد همه كس را

 آورم پيش تو از شوق پيام دگران
گويمت تا سخن خويش به نام دگران

 من بخال لبت اي دوست گرفتار شدم
چشم بيمار تو را ديدم و بيمار شدم

 گاه گاهي به من ازمهر پيامي بفرست
فارغ ازحال خود و جان و جهانم مگذار

 غمي خواهم كه غمخوارم تو باشي
دلي خواهم كه دل آزارم تو باشي

 گر نرخ بوسه را لب جانان به جان كند
حاشا كه مشتري سر مويي زيان كند

گر هيچ مرا در دل تو جاست بگو
گر هست بگو نيست بگو راست بگو

 صبر در جور و جفاي تو غلط بود غلط
تكيه بر عهد و وفاي تو غلط بود غلط

 گرچه هرلحظه زبيداد تو خونين جگرم
هم بجان توكه ازجان بتو مشتاق ترم

 غير از غم عشق تو ندارم , غم ديگر
شادم كه جز اين نيست مرا همدم ديگر

 دل كه آشفته روي تو نباشد دل نيست
آنكه ديوانه خال تو نشد عاقل نيست

 زدرد عشق توبا كس حكايتي كه نكردم
چرا جفاي تو كم شد؟شكايتي كه نكردم

 تو كيستي،كه اينگونه،بي تو بي تابم؟
شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم

 بشنو از ني چون شكايت ميكند
از جداييها حكايت ميكند

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 و ساعت 23:33 |
توجه توجه توجه توجه؟!؟!؟!؟
توجه

از بازدید کننده های وبلاگ می خوام عشق رو تو یه جمله تفسیر کنند بهترین جمله معرفی و در اسم وبلاگ(تیتر بالا ) استفاده میشه و ۵ جمله زیبای بعدی رو به ترتیب اولویت در بخش( عشق در یک جمله) استفاده می شود (با نام خودتون).

لطفاً جمله های زیباتونو در نظر بدهید همین بخش بگذارید.

توجه داشته باشید هر هفته دوباره بهترین جمله برای نام بلاگ انتخاب میشه منتظر جمله های قشنگتون هستم دوست دار شما آرش و امیر

ممنون

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در دوشنبه دهم تیر 1387 و ساعت 23:40 |
عشق
        آتشی از عشق در خود برفروز// سربه‌سر فکر و عبارت را بسوز»
  • «آشفته، پا ز سلسله زلف او مکش// عمری که صرف عشق نگردد بطالت است»
  • «آب عشق تو چو ما را دست داد // آب حیوان شد به پیش ما کساد // ز آب حیوان هست هر جان را نویی // لیک آب آب حیوانی تویی»
  • «آنچه راجع به آثار زندگی باخ برای گفتن دارم: شنیدن، نواختن، عشق‌ورزیدن، محترم‌داشتن و خفه‌شدن است.»
  • «آن شنیدم که عاشقی جان‌باز// وعـظ گفتی به‌خطـه شیراز//ناگهـان روستائیـی نـادان//خالی از نور دیده و دل و جان//ناتراشیده هیـکل و ناراست// همچو غولی از آن میان برخاست//گفت ای مقتـدای اهل سخــن//غـم کارم بخـور که امشب مـن//خـرکی داشتم چگونه خری//خری آراسته به‌هر هنری//یک دم آوردم آن سبک رفتار//بـه‌تفرج میانه بازار//ناگهانش زمن بدزدیدند//زین جماعت بپرس اگر دیدند//پیر گفتا بدو که‌ای خرجو//بنشین یک زمان و هیچ مگـو//پس ندا کرد سوی مجلسیان//که اندرین طایفه ز پیر و جوان//هرکه با عشق در نیامیــزد//زین میانه به‌پای برخیزد//ابلهـی همچو خــر کریه‌لقا//زود برجست از خـری برپـا//پیر گفتش توئی که در یاری//دل نبستی به‌عشـق؟ گفت آری//بانگ برداشت گفت ای خـردار//هان خرت یافتـم بیار افسار»
  • «آن‌که نشنیده‌ست هرگز بوی عشق// گو به شیراز آی و خاک ما ببوی»
  • «آن‌گاه که عشق تورا می‌خواند، به‌راهش گام نه! هرچند راهی پرنشیب. آنگاه که تورا زیر گستره بال‌هایش پناه می‌دهد، تمکین کن! هرچند تیغ پنهانش جانکاه. آن‌گاه که باتو سخن آغاز کند، بدو ایمان آور! حتی اگر آوای او رؤیای شیرینت را درهم‌کوبد، مانند باد شرطه که بوستانی را.»

 

 

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در یکشنبه نهم تیر 1387 و ساعت 23:52 |
عکس های زیبا البته زیبا با نظره تو
 

نظر بده خوشحال می شم

 

 

 

 

 

خون و دل

 

 

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در یکشنبه نهم تیر 1387 و ساعت 22:55 |
گفت و گو با دختري كه مادرش در دو قدمي سنگسار است

“سنگسار، ‌در ايران اجرا نمي شود.” اين سخني است كه از مديران اجرايي كشور بسيار شنيده ايم. جدا از اينكه نقض اين ادعا دستكم در دو مورد در ارديبهشت ماه سال گذشته در شهر مشهد رخ داده است، ‌اينك نيز هستند افرادي كه در زندانهاي ما با حكم رجم در دست، هر شب زير آسماني “سنگ”ين مي خوابند. “كبرا نجار”، ‌يكي از ايشان است.


“فکر مي کني سخت نيست براي يه دختر که بشينه روبروي يه غريبه و بگه وقتي پدرم مرد، دلم خنک شد، خيالم راحت شد. گفتم حالا ديگه مي تونيم زندگي کنيم. مثل همه. حالا ديگه نه کتکي در کاره نه غم بزرگ مادرمون. گفتم تموم شد ديگه… چه مي دونستم که اين تازه اولشه….”

اشک، گونه اش را خيس کرده. کم نگاهم مي کند. آرام است و سعي مي کند با منطق به من ثابت کند که همه حرفهاي غير قابل باوري که مي شنوم، تنها بخشي از زندگي زخم خورده اوست.

 

 

 

بقیه مطلب در اامه مطلب می باشد مطالعه کنید بد نیست

عشق فقط من و تو نیستیم. آرش بد نیستا ولی می خواد نشون بده هر چیز عاشقانه زیبا نیست.

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 و ساعت 10:37 |
You Have 10new SMS

You Have 10new SMS

سلام امیدوارم خوب باشید اینم ۱۰ تا اس ام اس جدید ۲۰۰۸ ( امیر )

 
ميدونم که بيداري ، ستاره ها رو ميشماري ، ولي يکيش کمه ، چون داره بهت اس ام اس ميده ، منم خوابم نميبره ، دارم گوسفندا رو ميشمارم ، يکيش کمه ، چون داره ميخونه
 

 

 

هميشه غمگين ترين ورنج آورترين لحظات زندگي آدم توسط همون كسي ساخته ميشه كه شيرين ترين و به ياد موندني ترين لحظات روبراي آدم ساختن
 

 

 

تو دريايي و من موجي اسيرم که مي خواهم در آغوشت بميرم بيا درياي من آغوش بر کش نمي خواهم جدا از تو بميرم
 

 

 

شنیدم تو 3 ساعت 3 کیلو لاغر کردی ، ای ناقلا ! دماغتو عمل کردی !؟
 

 

 

نانوا هم جوش شیرین میزند - بیچاره فرهاد!!!
 

 

 

هان! چیه! فکر کردی اس ام اس جکی چیزی واست دارن! نه عزیزم ! نه جک دارم ! نه اس ام اس دارم ! نه چیز دیگه دارم! ولی تا دلت بخواد دوستت دارم
 

 

 

اگه قرار بود لیلی و مجنون به هم میرسیدن که دیگه نه لیلی لیلی بود نه مجنون مجنون عشق واسه رسیدن نیست . عشق حسرت رسیدنه
 

 

 

نگاهم کرد پنداشتم دوستم دارد. نگاهم کرد در نگاهش هزاران شوق عشق را خواندم. نگاهم کرد دل به او بستم. نگاهم کرد اما بعدها فهمیدم فقط نگاه میکرد
 

 

 

وقتی از مادر متولد شدم..صدایی در گوشم طنین انداخت که بعد از این با تو خواهم بود. به او گفتم تو کیستی؟ گفت :غم! فکر کردم غم عروسکی خواهد بود که من بعدها با اون بازی خواهم کرد. ولی بعدها فهمیدم!! که من عروسکی هستم در دستان غم ...
 

 

 

یکی یک دل به صد دل می بنده .یکی صد دل به یک دل می بنده .یکی دلی نداره تا دل ببنده. یکی یک دل میبنده تا اخرش پایبنده.یکی دل می بنده تا بخنده.یکی هم مونده به کی دل ببنده

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 و ساعت 23:0 |
Love Picture

Love Picture

ببخشید از اینکه نتونستم وبلاگم رو آپلود کنم

ــــ امیر ــــ

عکس های زیبا تر در ادامه مطلب ( نظر یادت نره )

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 و ساعت 22:36 |
دیدنیها از حیوانات

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 و ساعت 22:27 |
رسم دنیا :-(

 

همیشه بدون یکی هست که واقعا دوست داره ، عاشقته ... یکی هست که همه حرفاش از روی دلسوزیه ... یکی هست که حرفاش خورد کننده نیست !

 

 

 

چقدر سخته وقتی پشتت بهشه ، دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه ، اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری ...


 

 

چقدر سخته تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچ چیزی جز سلام نتونی بگی...

 

 

می دونی که باید چی کار کنی نظر می گم بابا

 

 

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 و ساعت 9:7 |
چه کنم؟!؟!؟

وقتي که گريه کردم گفتن بچه است 

                                                            وقتي که خنديدم گفتن ديونه است

وقتي که جدي بودم گفتن مغروره          

                                                            وقتي که شوخي کردم گفتن سنگين باش

 وقتي که حرف زدم گفتن پر حرفه         

                                                              وقتي که ساکت شدم گفتن عاشقه

حالا ام که عاشقم مي گن گناهه...

نظرتم خیلی برام ارزش داره

 

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 و ساعت 9:3 |
دیوار سنگی

توی یک دیوار سنگی٬ دوتا پنجره اسیرن
دوتا خسته ٬ دوتا تنها٬ یکیشون تو ٬ یکیشون من

                دیوار از سنگ سیاهه ٬ سنگ سخت و سرد و خارا
                زده قفل بی صدایی به لبای خسته ی ما ...

                            نمی تونیم که بجنبیم زیر سنگینیه دیوار 
                            همه ی عشق من و تو ٬ قصه هست ٬ قصه ی دیوار ... !

                                          همیشه فاصله بوده بین دست های من و تو
                                          با همین تلخی گذشته شب و روز های من و تو

                                                   راه دوری بین ما نیست ٬ اما باز اینم زیاده
                                                   تنها پیوند منو تو دست مهربونه باده

                                                             ما باید اسیر بمونیم ٬ زنده هستیم تا اسیریم
                                                             واسه ما رهایی مرگه ٬ تا رها بشیم میمیریم

                                      کاشکی این دیوار خراب شه ٬ من و تو باهم بمیریم
                                             توی یک دنیای دیگه دستای همو بگیریم ...

شاید اونجا توی دل ها ٬ درد بیزاری نباشه
میونه پنجره هاشون دیگه دیواری نباشه ... !

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 و ساعت 23:0 |
رفیق من
رفیق من ٬ سنگ صبور غم هام
به دیدنم بیا که خیلی تنهام 


                 هیشکی نمی فهمه چه حالی دارم
                 چه دنیای رو به زوالی دارم


                                مجنونم و دل زده از لیلی ها
                                خیلی دلم گرفته از خیلی ها


                                               نمونده از جوونی هام نشونی 
                                               پیر شدم پیر تو ای جوونی

 

تنهای بی سنگ و صبور ٬ خونه ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست ٬ موندی و راه چاره نسیت ...

 

 اگر چه هیچ کس نیومد سری به تنهاییت نزند
 اما تو کوه درد باش ٬ طاقت بیار ٬ مرد باش! 

                         اگر بیای همونجوری که بودی 
                         کم می آرن حسودا از حسودی

                                           صدای سازم همه جا پر شده 
                                            هر کی شنیده از خودش بیخوده

اما خودم پر شدم از گلایه ... هیچی ازم نمونده جز یه سایه !
سایه ای که خالی از عشق و امید ٬ همیشه محتاج به نور خورشید!

می دونی که باید نظررو بدی مر۳۰

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 و ساعت 22:58 |
من و تو
اگر ماه بودم،به هر جا که بودم

 سراغ تورا از خدا می گرفتم

و گر سنگ بودم،به هر جا که بودی

سر رهگذار تو جا می گرفتم

 

اگر ماه بودی به صد ناز شاید

شبی بر لب بام من می نشستی

و گر سنگ بودی،به هر جا که بودم

مرا می شکستی،مرا می شکستی !

«فریدون مشیری»

نظر شما نسبت به نظر دادن چیه خوبه نه؟

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 و ساعت 22:54 |
فراموشم کرد
 

ميديد ميسوزم ولي باور نميكرد
باگوشه چشمي آتشم را ترنميكرد
توي نگاهش بي وفايي موج ميزد
بيچاره دل اين صحنه را باور نميكرد
ميديد توي چشمهايم حرفها بود
حتي دمي پيش نگاهم سر نميكرد
ويرانگري عشق به من آباد است
بي آه من آشيان غم برباد است
من بي تو سكوت ميكنم حرفي نيست
اما چه كنم سكوت من فرياد است..

خوشحال می شم نظر بدی

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 و ساعت 22:50 |
بجه ها

مژده مژده عکس های جدید

ادامه عکس ها در ادامه مطلب.............

 

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 و ساعت 17:59 |
طنز

خشگلا باید برقصند

شیر عاشق

 

 

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 و ساعت 21:16 |
دوست دارم
برگهای زردم را بتکان ! می خواهم با بوی تنت بهار را من ، رج به رج نفس بکشم و آنگاه برای بودنت ، ستاره نذر کنم هر شب ، یکی تا به تعظیم ات آورم ! با هر بار گفتنت که: دوســـــــــــتـت دارم بنای عقل را در هم خواهم کوفت ! من آسمان را به اشکِ شوق خواهم کشید تا کویر را با خنده پر کنم ! و ساقه های گندم را با زمزمه های باد، سرمست ! من خدا را هم از ایمان خویش خواهم ترساند !!

نظر بده دیگه

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 و ساعت 20:55 |
اشعار عاشقانه
مي خواهم به زودي ببينمت

کنار چهارراه دلتنگي

خيابان تنهايي

کوچه دوستي

بن بست مهرباني

پلاک محبت

يادت باشد من ساعت دلتنگي

يک ربع مانده به دلهرمنتظرت هستم


 

شگفت انگيزي , سزاوار و دوست داشتني

اين همه را قدر بدان

هرگز كسي چون تو نبوده, و نه كسي چون تو خواهد بود

تو يگانه اي و بديع

و هر آنچه از تو چنين موجود بي همتايي ساخته

در خور عشق است و تحسين

 


 

ادامش تو ادامه مطلب ولی نظرم می خوام

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 و ساعت 20:32 |
من یاتو ؟

من؟ که آرزوی کشیدن موهایت یکدم رهایم نمی کند؟ یا تو؟ که همیشه هوس کندن گوش هایم آزارت می دهد؟ بدجنس!! کدامیک بچه تریم؟ من؟ که کودکانه بهانه چشمهایت را می گیرم؟ یا تو؟ که بچه گانه شعرم را خط خطی می کنی؟ کدامیک عاشق تریم؟ من؟ که ذره ذره وجودم چون شمع در حسرت نگاهت آب می شود؟ یا تو؟ که شعله نگاهت هردم شعله ور نگشته خاکسترم می کند؟ کدامیک بازیگوش تریم؟ من؟ که دلم بازیچه بازی موهایت در نسیم هر لحظه به شوق بوییدن زلفت می تپد؟ یا تو؟ که با هر کرشمه ات بیچاره دلم را به بازی گرفته ای؟

 

اگه تو هم  یه عا شقی نظر بده

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 و ساعت 20:27 |
چند تا دسم داری؟
چند تا دوسم داري ؟ هميشه وقتي يکي ازم مي پرسيد چند تا دوسم داري يه عدد بزرگ ميگفتم... ولي وقتي تو ازم پرسيدي چند تا دوسم داري گفتم : يکي !!! ميدوني چرا ؟چون قوي ترين و بزرگترين عدديه که ميشناسم ... دقت کردي که قشنگترين و عزيز ترين چيزاي دنيا هميشه يکين ؟ ماه يکيه ... خورشيد يکيه ... زمين يکيه ... خدا يکيه ... مادر يکيه ... پدر يکيه ... تو هم يکي هستي ... وسعت عشق من به تو هم يکيه ... پس اينو بدون از الان و تا هميشه : يکي دوست دارم

 

نظر خیلی خوبه ها

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 و ساعت 20:17 |
سر نوشت سادگی!

کاش تنها يک نفر هم در اين دنيا مرا ياري کند اي کاش ميتوانستم با کسي درد دل کنم تا بگويم که من ديگر خسته تر از ان هستم که زندگي کنم.تا بداند غم شب هايم را... تا بفهمد درد تن خسته و بيمارم را... قانون دنيا تنهايي من است و تنهايي من قانون عشق است...و عشق ارمغان دلدادگيست... واين سرنوشت سادگيست

 

اگه دوسم داری نظر بده(در این صورت می دونم کسی نظر نمی ده)


|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 و ساعت 20:14 |
خیلی سخته.
چه قدر سخته تمام روز رو منتظر شب باشي كه دوباره زل بزني به صفحه سرد مونيتور و فقط نگاهت به ايدي يه نفر باشه و همش دعا كني كه روشن باشه با اينكه از قبل ميدوني امشبم مثل تموم شبهاي گذشته فقط بايد چشمهاي خواب رفته ادمك ايديشو ببيني و درد دلاتو براش اف بذاري به اين اميد كه شايد اومدو خوند و جوابتو داد

 

   نظر یادت نره  تو رو خدا نظر بده دیگه

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 و ساعت 20:5 |
آخه چرا دنیا اینجوری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دنیا این جوریه دیگه: اگه گریه کنی میگن کم آوردی ، اگه بخندی میگن دیوونست ، اگه دل ببندی تنهات میزارن ، اگه عاشق بشی دلتو میشکنن ، با این حال باید لحظه ای را گریست ، دمی را خندید ، ساعتی را دل بست و عمری عاشقانه زیست  

 

نظر  بد خواهشا

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 و ساعت 20:1 |
فرشته
این فرشته ساده است و خط خطی ست
سر به زیر و یک کمی خجالتی ست
بوی سیب می دهد ‏‏، لباس او
دامنش حریر سبز و صورتی ست
گوشواره هایش از ستاره است
تاجش از شهاب سنگ قیمتی ست
سرمه های نقطه چین چشم هاش
ریزه هایی از طلاست‏‏‏ ، زینتی ست
تکه ای بهشت توی دستش است
خنده های کوچکش قیامتی ست
دشمنی همیشه در کمین اوست
دشمنش، بد و حسود و لعنتی ست
هاج و واج مانده روی این زمین
او فرشته ای غریب و پاپتی ست
*********************
این فرشته راستش خود تویی
قصه فرشته ات حکایتی ست

 

نظر  بده وگرنه خودمو می کشم

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 و ساعت 19:49 |
تو رو دوست دارم
دوست داری بگم می خوام هر روز صبح با صدات بیدار بشم بعد بگم با ساعتم بودم ؟ دوست داری بگم چرا رفتی بعد بگم با برق بودم ؟ دوست داری بگم همه جا رو دنبالت می گردم بعد بفهمی با دسته کلیدم بودم؟ دوست داری بگم دوستت دارم بعد بفهمی با ... . . نه این دفعه دیگه با خودت بودم

 

طبق معمول نظر باید بدی

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 و ساعت 19:47 |
خوش خیال کاغذی
خوش خیال کاغذی

دستمال کاغذی به اشک گفت:
قطره قطره‌ات طلاست
یک کم از طلای خود حراج می‌کنی؟
عاشقم
با من ازدواج می‌کنی؟
اشک گفت:
ازدواج اشک و دستمالِ کاغذی!
تو چقدر ساده‌ای
خوش خیال کاغذی!
توی ازدواج ما
تو مچاله می‌شوی
چرک می‌شوی و تکه‌ای زباله می‌شوی
پس برو و بی‌خیال باش
عاشقی کجاست!
تو فقط
دستمال باش!
دستمال کاغذی، دلش شکست
گوشه‌ای کنار جعبه‌اش نشست
گریه کرد و گریه کرد و گریه کرد
در تن سفید و نازکش دوید
خونِ درد
آخرش، دستمال کاغذی مچاله شد
مثل تکه‌ای زباله شد
او ولی شبیه دیگران نشد
چرک و زشت مثل این و آن نشد
رفت اگرچه توی سطل آشغال
پاک بود و عاشق و زلال
او
با تمام دستمال‌های کاغذی
فرق داشت
چون که در میان قلب خود
دانه‌های اشک کاشت.

 

دلت می یاد به این  نظر ندی؟۱؟!

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 و ساعت 19:35 |
اینم مطلب برای حمایت دخترا
وقتی يك دختر حرفي نميزند ميليونها فكر در سرش مي گذرد وقتي يك دختربحث نميكند عميقا مشغول فكر كردن است وقتي يك دختربا چشماني پر از سوال به تو نگاه ميكند يعني نميداند تو تا چند وقت ديگر با او خواهي بود وقتي يك دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسي تو مي گويد:خوبم يعني اصلا حال خوبي ندارد وقتي يك دختر به تو خيره مي شود شگفت زده شده كه به چه دليل دروغ مي گويي وقتي يك دختر سرش را روي سينه تو مي گذارد آرزو ميكند براي هميشه مال او باشي
 
|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 و ساعت 19:34 |

عکس های زیبا

 برای دیدن ادامه عکس ها ادامه مطلب را انتخاب کن

نظر یادت نره ه ه ه ه ه ه ه

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 و ساعت 0:21 |

کاش یکی از آجرهای خونت بودم ، یا یک مشت خاک باغچت . کاش دستگیره ی اتاقت بودم تا روزی هزار بار منو لمس کنی . کاش روسریت بودم . نه ، کاش دست هات بودم . کاش چشم هات بودم . کاش دلت بودم . نه کاش ریه هات بودم تا نفس هات رو در من فرو ببری و از من بیرون بیاری . کاش من تو بودم . کاش تو من بودی . کاش ما یکی بودیم . یک نفر دو تایی .

می دونم می دونی چی می گم!!! ...-:

 

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 و ساعت 22:42 |

سلام

می دونی عشق چیه؟ خوب البته هر کسی یه تعریفی داره و یه جورایی تعریف همه ام درسته و لی بد نیست اینم بشنوید

عشق تو دستای پسر بچه ایه که توپشو انقدر سفت چسبیده که کسی پیش خودش فکر گرفتن توپشو هم نکنه یا تو وجود دختر بچه ای که وقتی عروسکش می خوره زمین انگار که خودش خورده باشه زمین کل وجودش درد می گیره و می شینه زار زار گریه میکنه

عشق تو دل مادری که یه چشمش بدر و یه چشمش بساعت و اگه بچه اش یه ثانیه دیر کنه تو دلش می شه مثل تو سماور یا تو پاهای پدری که صبح تا شبشو مدوه واسه اینکه کسی جرأت نکنه دو ساعت در روز بودن در کنار خانواده اش رو ازش بگیره

عشق تو چشم خواهریه که وقتی می بینه برادرش داره گریه می کنه دومین کارش بعد از پرسیدن دلیل گریه زار زار گریه کردنه یا تو نگاه برادری که اگه یه روز خواهرشو نبینه دلش می خواد بترکه

عشق تو عمر مردیه که واسه نگاه کاکتوساش همه چیزشو داده حتی عمرشو یا تو زندگی زنی که واسه نگاه داشتن زندگیش حاضره زندگیشم بده

عشق تو لحن صحبت دختریه که بعد 2/5 ساعت و پنج تا میسد کال که پسره گوشیشو بر میداره اولین چیزی که میگه اونم با عصبانیت تمام و بغز اینه : 'مرده بودی گوشیتو جواب نمی دادی' یا تو فکر پسری که یه دختری رو انقدر دوست داره که هر روز یه دسته گل از باغش می چینه 40 کیلو متر راه میره واسه یه لحظه که دختره رو دم شرکت ببینه و گلارو بده دستش

عشق تو قلب خدایی که هر چقدر هم بد باشی باز یه کار می کنه که وجودشو تو زندگیت حس کنی

 

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 و ساعت 22:35 |

عشق حیوانات

برای دیدن بقیه عکس های  ادامه مطلب را انتخاب کن 

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 22:15 |
                                                                                     

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 و ساعت 17:3 |
دل شکستن هنر نیست
ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن , پسري را از خواب بيدار كرد...پشت خط پدرش بود..... پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟؟؟؟؟؟ پدرش گفت:25 سال قبل در همين موقع شب تو من و مادرت را از خواب بيدار كردي..... فقط خواستم بگويم تولدت مبارك پسرم..... پسر از اينكه قلب پدرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد.....صبح سراغ پدرش رفت.....وقتي داخل خانه شد پدر را پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت..... ولي پدر ديگر در اين دنيا نبود.....دل هيچ کسي رو نشکنين
|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 و ساعت 13:23 |
جملات زیبا

من با زمان قرار همزیستی مسالمت آمیز گذاشته ام که نه او مرا مرتبا دنبال کند و نه من از او فرار کنم بالاخره روزی به هم می رسیم . (ماریو لاگو)

هر هفته با یک جمله

 

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در سه شنبه نهم بهمن 1386 و ساعت 20:41 |
دوست داشتن به 21زبان مختلف دنیا
01) English : I Love You

02)
Persian : To ra doost daram

03)
Italian : Ti amo

04)
German : Ich liebe Dich

05)
Turkish : Seni Seviyurum

06)
French : Je t'aime

07)
Greek : S'ayapo

08)
Spanish : Te quiero

09)
Hindi : Mai tumase pyre karati hun

10)
Arabic : Ana Behibak

11)
Iranian : Man doosat daram

12)
Japanese : Kimi o ai shiteru

13)
Yugoslavian : Ya te volim

14)
Korean : Nanun tangshinul sarang hamnida

15)
Russian : Ya vas liubliu

16)
Romanian : Te iu besc

17)
Vietnamese : Em ye^ Ha eh bak

18)
Syrian/lebanese : Bhebbek

19)
Swiss-German : Ch'ha di ga"rn

20)
Swedish : Jag a"Iskar dig

21)
Africans : Ek het jou li ..
|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در دوشنبه هشتم بهمن 1386 و ساعت 21:59 |
واقعا عشق چیه؟
یکی میگه عشق مثل پرنده ست
یکی میگه عشق یک نگاه ساده ست
یکی میگه عشق فقط یه خنده ست
یکی میگه عشق همیشه گریه ست
یکی میگه عشق مثل فرشته ست
یکی میگه عشق خیلی زننده ست
یکی میگه عشق روشنتر از ستاره ست
یکی میگه عشق تنها تر از غریبه ست
یکی میگه عشق تو دل که زنده ست
یکی میگه عشق مثل قلب تپنده ست
یکی میگه عشق بابا خرافه ست
یکی میگه عشق همش افسانه ست
یکی میگه عشق مثل ابر بخشنده ست
یکی میگه عشق مثل گرگ درنده ست
یکی میگه عشق رو زمین که مرده ست
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

عشق ، يعني …
عشق يعني مستي ديوانگي 
عشق يعني با جهان بيگانگي 
عشق يعني شب نخفتن تا سحر 
عشق يعني سجده ها با چشم تر
عشق يعني سر به دار اويختن
عشق يعني اشک حسرت ريختن 
عشق يعني در جهان رسوا شدن 
عشق يعني مست و بي پروا شدن
عشق يعني سوختن يا ساختن
عشق يعني زندگي را باختن 

    

 

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در دوشنبه هشتم بهمن 1386 و ساعت 19:18 |

....عشق یعنی

 

 عشق يعني يك سلام و يك درود

 عشق يعني درد و محنت در درون

 عشق يعني يك تبلور يك سرود

 عشق يعني قطره و دريا شدن

 عشق يعني يك شقايق غرق خون

 عشق يعني زاهد اما بت پرست

 عشق يعني همچو من شيدا شدن

 عشق يعني همچو يوسف قعر چاه

 عشق يعني بيستون كندن بدست

 عشق يعني آب بر آذر زدن

 عشق يعني چون محمد پا به راه

 عشق يعني عالمي راز و نياز

 عشق يعني با پرستو پرزدن

 عشق يعني رسم دل بر هم زدن

 عشق يعني يك تيمم يك نماز

 عشق يعني سر به دار آويختن

 عشق يعني اشك حسرت ريختن

 عشق يعني شب نخفتن تا سحر

 عشق يعني سجده ها با چشم تر

 عشق يعني مستي و ديوانگى

 عشق يعني خون لاله بر چمن

 عشق يعني شعله بر خرمن زدن

عشق يعني آتشي افروخته

 عشق يعني با گلي گفتن سخن

 عشق يعني معني رنگين كمان

 عشق يعني شاعري دلسوخته

 عشق يعني قطره و دريا شدن

 عشق يعني سوز ني آه شبان

 عشق يعني لحظه هاي التهاب

 عشق يعني لحطه هاي ناب ناب

 عشق يعني ديده بر در دوختن

 عشق يعني در فراقش سوختن

 عشق يعني انتظار و انتظار

 عشق يعني هر چه بيني عكس يار

 عشق يعني سوختن يا ساختن

 عشق يعني زندگي را باختن

 عشق يعني در جهان رسوا شدن

 عشق يعني مست و بي پروا شدن

 عشق يعني با جهان بيگانگى
 

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در یکشنبه هفتم بهمن 1386 و ساعت 16:48 |

سیزده خط برای زندگی

 

يك
 
دوستت دارم ، نه به خاطر شخصيت تو ، بلكه بخاطر شخصيتي كه من در هنگام با تو بودن پيدا ميكنم.  
 
دو
هيچكس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نميشود  
سه
اگر كسي تو را آنطور كه ميخواهي دوست ندارد، به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد.
چهار
دوست واقعي كسي است كه دستهاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس كند.
پنج
بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد.


شش
هرگز لبخند را ترك نكن، حتي وقتي ناراحتي چون هر كس امكان دارد عاشق لبخند تو شود.
هفت
 تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي، ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي.
هشت
 
هرگز وقتت را  با كسي كه حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند، نگذران.
  نه
شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را، به اين ترتيب وقتي او را يافتي بهتر مي‌تواني شكر گزار باشي.

ده
به چيزي كه گذشت غم نخور، به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن.
يازده
هميشه افرادي هستند كه تو را مي‌آزارند، با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن و فقط مواظب باش كه به كسي كه تو را آزرده، دوباره اعتماد نكني.

دوازده
خود را به فرد بهتري تبديل كن و مطمئن باش كه خود را مي‌شناسي قبل از آنكه شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد.

سيزده
زياده از حد خود را تحت فشار نگذار، بهترين چيزها در زماني اتفاق مي‌افتد كه انتظارش را نداري.
 
   اين متن را براي كساني كه به هر دليل دوست تو هستند بفرست، حتي اگر آنها را هميشه نمي‌بيني يا با آنها هميشه صحبت نميكني.. ولي به خاطر داشته باش:
 
”هر آنچه اتفاق مي‌افتد، بنا به دليلي است“
گابریل گارسیا مارکز
امیرحسین 
|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در جمعه پنجم بهمن 1386 و ساعت 21:55 |
توجه!! توجه!!

از این به بعد برای دریافت موضوعات کامپیوتری(آموزشی و ترفند)به وبلاگ پیوندی ما مراجعه کنید

                                      http://arashloverpc.blogfa.com 

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در جمعه پنجم بهمن 1386 و ساعت 18:32 |
جملات زیبا

خداوندا! اگر بخواهم آنچه در ذهن دارم با تو بگویم، هزاران جلد کتاب می شود ولی آنچه در دل دارم یک جمله بیش نیست: دوستت دارم


من نمیگوییم هرگز نباید در نگاه اول عاشق شد اما اعتقاد دارم باید برای بار دوم هم نگاه کرد (ویکتور هوگو)


شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد .بیدار باش من با سبدی پر از بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت میکارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم


آرزویم اینست ... نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد... نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز... و به اندازه هر روز تو عاشق باشی عاشق آنکه تو را می خواهد و به لبخند تو از خویش رها می گردد و تو را دوست بدارد به همان اندازه.


يک روز عشقت را دزديدم و براي اينکه جاي مطمئني داشته باشد آن را در قلبم پنهان کردم . غافل از اينکه روزي براي پس گرفتن آن قلبم را خواهي شکست

 

 

|+| نوشته شده توسط آرش و امیر در جمعه پنجم بهمن 1386 و ساعت 18:25 |

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ