همیشه بدون یکی هست که واقعا دوست داره ، عاشقته ... یکی هست که همه حرفاش از روی دلسوزیه ... یکی هست که حرفاش خورد کننده نیست !
چقدر سخته وقتی پشتت بهشه ، دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه ، اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری ...
چقدر سخته تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچ چیزی جز سلام نتونی بگی...
می دونی که باید چی کار کنی نظر می گم بابا
نظرتم خیلی برام ارزش داره
توی یک دیوار سنگی٬ دوتا پنجره اسیرن دیوار از سنگ سیاهه ٬ سنگ سخت و سرد و خارا نمی تونیم که بجنبیم زیر سنگینیه دیوار همیشه فاصله بوده بین دست های من و تو راه دوری بین ما نیست ٬ اما باز اینم زیاده ما باید اسیر بمونیم ٬ زنده هستیم تا اسیریم کاشکی این دیوار خراب شه ٬ من و تو باهم بمیریم شاید اونجا توی دل ها ٬ درد بیزاری نباشه
دوتا خسته ٬ دوتا تنها٬ یکیشون تو ٬ یکیشون من
زده قفل بی صدایی به لبای خسته ی ما ...
همه ی عشق من و تو ٬ قصه هست ٬ قصه ی دیوار ... !
با همین تلخی گذشته شب و روز های من و تو
تنها پیوند منو تو دست مهربونه باده
واسه ما رهایی مرگه ٬ تا رها بشیم میمیریم
توی یک دنیای دیگه دستای همو بگیریم ...
میونه پنجره هاشون دیگه دیواری نباشه ... !
به دیدنم بیا که خیلی تنهام
هیشکی نمی فهمه چه حالی دارم
چه دنیای رو به زوالی دارم
مجنونم و دل زده از لیلی ها
خیلی دلم گرفته از خیلی ها
نمونده از جوونی هام نشونی
پیر شدم پیر تو ای جوونی
تنهای بی سنگ و صبور ٬ خونه ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست ٬ موندی و راه چاره نسیت ...
اگر چه هیچ کس نیومد سری به تنهاییت نزند
اما تو کوه درد باش ٬ طاقت بیار ٬ مرد باش!
اگر بیای همونجوری که بودی
کم می آرن حسودا از حسودی
صدای سازم همه جا پر شده
هر کی شنیده از خودش بیخوده
اما خودم پر شدم از گلایه ... هیچی ازم نمونده جز یه سایه !
سایه ای که خالی از عشق و امید ٬ همیشه محتاج به نور خورشید!
می دونی که باید نظررو بدی مر۳۰
سراغ تورا از خدا می گرفتم
و گر سنگ بودم،به هر جا که بودی
سر رهگذار تو جا می گرفتم
اگر ماه بودی به صد ناز شاید
شبی بر لب بام من می نشستی
و گر سنگ بودی،به هر جا که بودم
مرا می شکستی،مرا می شکستی !
«فریدون مشیری»
نظر شما نسبت به نظر دادن چیه خوبه نه؟
|
| ||
| ||
مژده مژده عکس های جدید
.jpg)
.jpg)

ادامه عکس ها در ادامه مطلب.............
خشگلا باید برقصند

شیر عاشق
نظر بده دیگه
کنار چهارراه دلتنگي
خيابان تنهايي
کوچه دوستي
بن بست مهرباني
پلاک محبت
يادت باشد من ساعت دلتنگي
يک ربع مانده به دلهرمنتظرت هستم
| |
|
|
|
من؟ که آرزوی کشیدن موهایت یکدم رهایم نمی کند؟ یا تو؟ که همیشه هوس کندن گوش هایم آزارت می دهد؟ بدجنس!! کدامیک بچه تریم؟ من؟ که کودکانه بهانه چشمهایت را می گیرم؟ یا تو؟ که بچه گانه شعرم را خط خطی می کنی؟ کدامیک عاشق تریم؟ من؟ که ذره ذره وجودم چون شمع در حسرت نگاهت آب می شود؟ یا تو؟ که شعله نگاهت هردم شعله ور نگشته خاکسترم می کند؟ کدامیک بازیگوش تریم؟ من؟ که دلم بازیچه بازی موهایت در نسیم هر لحظه به شوق بوییدن زلفت می تپد؟ یا تو؟ که با هر کرشمه ات بیچاره دلم را به بازی گرفته ای؟
اگه تو هم یه عا شقی نظر بده |
نظر خیلی خوبه ها
| |
|
|
نظر یادت نره تو رو خدا نظر بده دیگه
نظر بد خواهشا
سر به زیر و یک کمی خجالتی ست
بوی سیب می دهد ، لباس او
دامنش حریر سبز و صورتی ست
گوشواره هایش از ستاره است
تاجش از شهاب سنگ قیمتی ست
سرمه های نقطه چین چشم هاش
ریزه هایی از طلاست ، زینتی ست
تکه ای بهشت توی دستش است
خنده های کوچکش قیامتی ست
دشمنی همیشه در کمین اوست
دشمنش، بد و حسود و لعنتی ست
هاج و واج مانده روی این زمین
او فرشته ای غریب و پاپتی ست
*********************
این فرشته راستش خود تویی
قصه فرشته ات حکایتی ست
نظر بده وگرنه خودمو می کشم
طبق معمول نظر باید بدی
دستمال کاغذی به اشک گفت:
قطره قطرهات طلاست
یک کم از طلای خود حراج میکنی؟
عاشقم
با من ازدواج میکنی؟
اشک گفت:
ازدواج اشک و دستمالِ کاغذی!
تو چقدر سادهای
خوش خیال کاغذی!
توی ازدواج ما
تو مچاله میشوی
چرک میشوی و تکهای زباله میشوی
پس برو و بیخیال باش
عاشقی کجاست!
تو فقط
دستمال باش!
دستمال کاغذی، دلش شکست
گوشهای کنار جعبهاش نشست
گریه کرد و گریه کرد و گریه کرد
در تن سفید و نازکش دوید
خونِ درد
آخرش، دستمال کاغذی مچاله شد
مثل تکهای زباله شد
او ولی شبیه دیگران نشد
چرک و زشت مثل این و آن نشد
رفت اگرچه توی سطل آشغال
پاک بود و عاشق و زلال
او
با تمام دستمالهای کاغذی
فرق داشت
چون که در میان قلب خود
دانههای اشک کاشت.
دلت می یاد به این نظر ندی؟۱؟!
| وقتی يك دختر حرفي نميزند ميليونها فكر در سرش مي گذرد وقتي يك دختربحث نميكند عميقا مشغول فكر كردن است وقتي يك دختربا چشماني پر از سوال به تو نگاه ميكند يعني نميداند تو تا چند وقت ديگر با او خواهي بود وقتي يك دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسي تو مي گويد:خوبم يعني اصلا حال خوبي ندارد وقتي يك دختر به تو خيره مي شود شگفت زده شده كه به چه دليل دروغ مي گويي وقتي يك دختر سرش را روي سينه تو مي گذارد آرزو ميكند براي هميشه مال او باشي |

